مسافرت
سلام گلم
روز 4 شنبه هفته گذشته یعنی 8 خرداد همراه پدر و مامان نرگس و عمه پانی رفتیم به سمت استارا البته مامان اکرم و دایی و زندایی و مادرجون رباباه و باا علی و دایی صادق و خانومش و سبحان هم از ورامین حرکت کردن و توی انزلی هم دیگه رو دیدم
الته دخترکم چشمت روز بد نبینه ماشی پدرت اونجا خراب شد حدودذ ساعت 7 بوذ و ما بقیه راه رو با دو تا ماشین دیگه رفتیم و تا ساعت 1.30 دقیقه شب طول کشید تا ماشین پدر درست شد و ساعت 3.30 رسید استارا
اما بقیه سفر خیلی خوش گذشت روز بعد هم همگی رفتیم سرعین و روز جمعه 10 خرداد برای اولین بار بردمت استخر ایرانیان سرعین کلی ذوق کردی و بهت خوش گذشت
گل دخترم روز جمعه از اونجا حرکت کردیم و دایی صادق اینا از ما جدا شدن و رفتن خونه اما ما با دایی احمد و مامان اکرم اومدیم به سمت امل و شب چابکسر توی یه هتل کنار دریا خوابیدیم و صبح هم را ه افتادیم اومدیم سی سنگان و شما برای اولین با ر11 خرداد سوار قایق شدی و کلی هم کیف کردی و جیغ می کشیدی و خوشحالی می کردی دیروز هم مامان اکرم اینا از خونه ما رفتن خونشون
گل دختر تو این مدت چند تا شعر تازه یاد گرفتی
اتل متل خروسه بی سواد
اتل متل دویدم


مسافرت
